أبو مخنف الأزدي ( مترجم : جواد سليمانى )

91

مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي )

« به خدا سوگندت مىدهم و از شما مىخواهم وقتى كه نامه‌ام را ديدى ، برگردى . از راهى كه برگزيده‌اى برايتان نگرانم كه مبادا به هلاكت شما و نابودى اهل بيتت بانجامد . امروز اگر شما از دست به روى نور زمين خاموش خواهد شد ، چرا كه شما بزرگ و مرشد راه يافتگان و اميد مؤمنين هستى ، در رفتن عجله مكن ، كه من به دنبال اين نامه خواهم آمد ، و السلام . » ( 1 ) بعد عبد الله بن جعفر نزد عمرو بن سعيد بن عاص [ والى مدينه ] رفت و با او صحبت كرد ، گفت : براى حسين [ عليه السّلام ] نامه‌اى بنويس و در آن به او أمان بده [ قول عدم تعرّض بده ] و او را به نيكى و احسان خويش اميدوار كن ، و در نوشته‌ات به او اطمينان بده ، و از او بخواه تا برگردد ، شايد اين نامه موجب شود او به آن مطمئن گردد و مراجعت نمايد ، نامه را با برادرت يحيى بن سعيد براى او [ حسين عليه السّلام ] بفرست چرا كه اين باعث مىشود [ حسين عليه السّلام ] به اين نامه اطمينان خاطر پيدا كرده و مطلب را از ناحيهء شما جدّى تلقّى كند . عمرو بن سعيد گفت : هر چه خواستى بنويس و برايم بياور تا من مهرش بكنم . لذا عبد الله بن جعفر نامه را بدين شرح نوشت : « بسم الله الرحمن الرحيم ، از عمرو بن سعيد به حسين بن على ، از خدا مىخواهم شما را از آنچه مايهء هلاكتتان است منصرف كند و بدانچه موجب هدايت شما است راهنمايى نمايد ، به من رسيده كه شما رو به سوى عراق مىروى ، تو را از اختلاف و تفرقه‌افكنى برحذر مىدارم ، مىترسم اين كار موجب نابودىات گردد ، لذا عبد الله بن جعفر و يحيى بن سعيد را به سوى شما فرستادم ، با آن دو نزد من بيا ، يقيناً پيش من در أمان خواهى بود و بر حسب كرم و بخشش و نيكى و حسن همجوارى با تو رفتار خواهد شد ، خداوند شاهد و ضامن و ناظر و وكيل شما [ در اين قول‌هايى كه دادم ] باشد . و السلام عليك » . سپس [ عبد الله بن جعفر ] اين نامه را پيش عمرو بن سعيد آورد و گفت : مهرش